قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا أَبَا جَعْفَرٍ وَ هَلْ یَتَکَلَّمُ الْقُرْآنُ فَتَبَسَّمَ ثُمَّ قَالَ رَحِمَ اللَّهُ الضُّعَفَاءَ مِنْ شِیعَتِنَا إِنَّهُمْ أَهْلُ تَسْلِیمٍ ثُمَّ قَالَ نَعَمْ یَا سَعْدُ وَ الصَّلَاهُ تَتَکَلَّمُ وَ لَهَا صُورَهٌ وَ خَلْقٌ تَأْمُرُ وَ تَنْهَی قَالَ سَعْدٌ فَتَغَیَّرَ لِذَلِکَ لَوْنِی وَ قُلْتُ هَذَا شَیْ‏ءٌ لَا أَسْتَطِیعُ أَنَا أَتَکَلَّمُ بِهِ فِی النَّاسِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ هَلِ النَّاسُ إِلَّا شِیعَتُنَا فَمَنْ لَمْ یَعْرِفِ الصَّلَاهَ فَقَدْ أَنْکَرَ حَقَّنَا ثُمَّ قَالَ یَا سَعْدُ أُسْمِعُکَ کَلَامَ الْقُرْآنِ قَالَ سَعْدٌ فَقُلْتُ بَلَی صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ فَقَالَ إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهی‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ فَالنَّهْیُ کَلَامٌ وَ الْفَحْشَاءُ وَ الْمُنْکَرُ رِجَالٌ وَ نَحْنُ ذِکْرُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَکْبَرُ

(سعد) گوید: عرض کردم: فدایت گردم ای ابا جعفر آیا قرآن نیز سخن گوید؟ حضرت لبخندی زد و فرمود: خدا رحمت کند شیعیان ساده دل ما را که اهل تسلیم هستند (و به سخنان ما گردن نهند) سپس فرمود: آری ای سعد نماز هم سخن گوید و صورتی و خلقتی دارد، فرمان می‌دهد، قدغن کند، سعد گوید: از این سخن رنگ من گشت و گفتم: این (دیگر) چیزی است که من نمی‌توانم میان مردم بگویم؟ حضرت باقر علیه السلام فرمود: آیا مردم جز همان شیعیان ما هستند پس هر که نماز را نشناسد حق ما را منکر شده سپس فرمود: ای سعد من کلام قرآن را (هم اکنون) به گوش تو برسانم؟ سعد گوید: عرض کردم: بلی رحمت خدا بر شما باد، فرمود: (همانا نماز باز می‌دارد از فحشاء (ناشایست) و منکر (ناپسند) و هر آینه ذکر (یاد) خدا بزرگ‌تر است) (سوره عنکبوت آیه ۴۵) پس نهی (که همان باز داشتن می‌باشد) سخن است و فحشاء و منکر مردانی هستند، و مائیم ذکر خدا و ما بزرگ‌تریم.

شرح: در بیان و توضیح این حدیث شریف و معنای سخن گفتن و مصور شدنش در قیامت و نیز سخن گفتن نماز که در ذیل حدیث است مجلسی و فیض رحمهااللّه بیاناتی دارند و ما در اینجا بیان فیض را انتخاب نمودیم که عیناً ترجمه آن از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد: از آنجا که در نیت مؤمن آن است که خدا را آنطور که سزاوار پرستش است بپرستند، و کتاب او را آنطور که سزاوار آن است بخواند و در خواندن و تأمل در آیات ان شبش را ببامداد رساند، و بدن خویشتن را درباره تلاوتش در نمازها بتعب افکند، جز این که آنطور که خواهد این کارها برای او فراهم نشود و آنطور که شاید و باید نتواند و خلاصه کردارش در این باره با آن چه در دل اوست وفق ندهد و سازش ندارد بلکه عمل او نازل‌تر و پائین‌تر از نیت اوست، چنانچه در حدیث آمده که نیت مؤمن به از کردار اوست. (بنابر این) قرآن برای هر طائفه‌ای به صورت خود آنها تجلی کند با این تفاوت که در زیبایی و جمال بهتر از خود آنها است، و آن صورت همان است که اگر مطابق آن چه در نیت و دل آنها بوده از این که به قرآن عمل کنند و کوشش بسیار در انجام فرامین آن نمایند، هر آینه برای آنها همین صورت بود، و اما جهت این که او را نشناسند آنطور که باید این است که اینان آنطور که باید بدلخواه خود و مطابق نیتشان انجام وظیفه در برابر قرآن نکردند و آنطور که سزاوار بود رفتار ننمودند، و فقط بوصف و نشانه او را بشناسند زیرا همین‌ها بودند که اوقات مختلف شب و روز آن را تلاوت می‌کردند و در نهان و عیان می‌خواندندش، و اما این که هنگامی که او را ببینند خدایرا به بردباری و کرم و رحمت توصیف کنند برای آن است که خود را در جنب او ناقص و قاصر درباره پرستش او می‌بینند که از او امید گذشت و رحمت و کرم دارند، و اما این که قرآن حجت خدا بر خلق او است برای آن است که برای ایشان آن چه لازمه خیر و خوبی است با فرمان دادن به آن، و آن چه موجب بدی است با قدغن کردن از آن آورده… تا آنجا که گوید: و سخن گفتن قرآن عبارت است از القاء آن در گوش چیزی را که از آن فهم معنی شود، و این است معنای حقیقی و واقعی سخن گفتن، و در آن شرط نیست که از زبان گوشتی صادر گردد، و هم چنین است سخن گفتن نماز، زیرا کسی که نماز را آنطور که شاید انجام دهد آن نماز او را باز دارد از پیروی دشمنان دین و غاصبین حقوق پیشوایان آئین و ائمه و اوصیاء معصومین آنان که هر کس آنها را شناخت خدای را شناخته و هر که آنها را از یاد کرد خدای را یاد کرده است.

درباره ی محمد تقی رمضان زاده

یک پاسخ ارسال نمایید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *